تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقامجتبی و سلامتی علامه فرزانه مصباح صلوات

خاطره تلخش، اما از روحانیت کم فروش است. نام شخصیتی را هم می‌برد در مصداقش– که البته من نمی‌نویسم!- شخصیتی که این روزها خیلی از اسلام و انقلاب می‌گوید. از امام می‌گوید، ولی در سال 48 در اوج غربت امام گفت: من دیگر مبارزه نمی‌کنم. مبارزه حرام است! می‌خواهم کار علمی و فرهنگی کنم. هاشمی می‌گوید از کم فروشی این آقا، کار به‌جایی رسید که رهبری 10 سال –تا ابتدای انقلاب - با او قهر بودند. هاشمی می‌گوید اینها خون به دل امام کردند، شاید از همین روست که هاشمی عنوان علامه را فقط برای شخصیتی مثل آیت‌الله طباطبایی می‌برد و بس!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 16:43  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقامجتبی و سلامتی علامه فرزانه مصباح صلوات

بین الطلوعین عازم ملایر بودم، ایستاده کنار خیابان تا ماشینی بیاید و بروم پایانه. اولی دومی سومی هشتمی دهمی تا اینکه بالاخره یکی میایستد. و رو به بنده میگوید تا راه آهن میروم و بعد دوباره ماشین بگیر! سرصحبت را باز میکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 9:15  توسط مصطفی قاسمی  | 

به قنوت دعایت

به سان دیدن پر ابهتت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 13:56  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقامجتبی و سلامتی علامه فرزانه مصباح صلوات

چند سال قبل و در زمان دانشجویی تجمعی بود در مقابل کاخ دادگستری تهران در حوالی مسجد ارگ. برنامه تقریبا عصر شروع میشد و هوا بشدت سرد، تا جایی که ایستادن و شعار دادن که هیچ، هنر به خرج میدادیم لرز افتاده بر تنمان را علاجی میافتیم!. همزمان با تجمع ما، تجمع ساختارشکنانه ای برپابود در دانشگاه تهران توسط عده ای که اینک بفضل مجاهدت بیداری دانشجویی آنروز نه نامی از آنهاست و نه نشانه ای. و تجمعی دیگر در دانشگاه شهید شریف و قس غلی هذا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 15:58  توسط مصطفی قاسمی  | 

به نقل از وب امیرآقای ثابتی که نمونه ای کوچک از خروارها لشکرکشی رسانه ای آن روزهای سرمستی را به تصوصر میشکد. ما در فضای حاضر حتی جرات نقد تیترهای آن زمان را هم نداریم. بگذریم.

کسی می داند با توجه به اینکه «در توافق ژنو قدرتهای بزرگ جهان تسلیم ایران شده اند» و «ساختار تحریمها ترک برداشته است»،چطور باز هم آمریکا تحریم های جدیدی علیه ایران اعمال کرده است؟

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 8:55  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقا تهرانی و سلامتی علامه مصباح صلوات

و آقای تحریم باز تحریم میکند

و خانم سخنگو باز محکوم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 9:4  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقا تهرانی و سلامتی علامه مصباح صلوات

به فضل الهی مقاومت ملتی الگو و نستوه با خون که نه با مذاکره به ثمر نشست و برگی از تاریخ آزادگی را به نظاره گذاشت برگی که فراز و فرودهای آن جای صحبت بسیار و در خور تامل دارد

اما یکی از جدی ترین مباحثی که میبایست در جریان این جنگ 50 روزه مورد توجه قرار گیرد تاکید رهبری فرزانه در بحبوحه جنگ جهت تجهیز کرانه باختری بود یعنی درست در روزهایی که موشک باران شهرهای حیفا و تلاویو در جریان و از سویی خیلیها چشم امید به سرکوب تمام عیار غزه داشتند برگ برنده در سبد انقلاب رو شد و آن مسلح شدن کرانه باختری و کشاندن جنگ به آن سوی مرزهای غزه بود.

 کرانه باختری در همسایگی خود انجام انتقال سلاح را راحت تر دارد و بر عکس غزه که فقط از راه تونلهای زیرزمینی طولانی میتوان دسترسی پیدا کرد مرزهای دردسترس بیشتری داشته و بالتبع ظرفیتی برجسته.

 ظرفیتی که تنها با یک جمله رهبری نگاهها بدان معطوف و راز از نقشه ای مهلک برای رژیم صهیونیستی برداشت از اینرو جنگ غزه را حتما باید به دو دوره قبل اعلام مسلح شدن کرانه باختری و بعد آن تقسیم کرد دوره ای که بخوبی و پس از آن سردار سلیمانی با اعلام جهنم کردن آسمان و زمین برای اسرائیل پرده عملیاتی راهبردی آنرا رونمایی کرد.

این مهم درست مصادف شد با تشدید این سوال که چرا مثلا آرژانتین و ونزوئلا راهپیمایی ضداسرائیلی دارند ولی هم خونان فلسطین در کرانه باختری چنین خیزش مردمی ندارند؟

ضلع سوم ماجرا تمنا و تقلای زاید الوصف رسانه های غربی برای مسکوت گذاشتن و فراموشی یادها از ایده تجهیز کرانه باختری بود. تلاشی که تماما مصروف به این شد به هیچ عنوان حرفی از این نظریه کاربردی به میان آید

درمیان کارزار اما داستان چیز دیگری رقم خورد. اشتباه عملیاتی رژیم صهیونیستی در کشتن یک فلسطینی کرانه آنهم بعد از فرمان رهبری برای تجهیز غزه, آتشی بود بر این خرمن گرد آمده و از فردای آنروز مردم کرانه ماکت موشک بدوش مطالبه تجهیز سریعتر کرانه را از سران سازشکار خود خواستار شدند.

نکته آخر آنکه تقریبا تا قبل از دستور رهبری برای تجهیز کرانه خبری از آتش بس و پایان جنگ و درخواست مذاکره توسط اسرائیل نبود و گدایی این کار بعد از این فرمان اتفاق افتاد....

 برگ برنده و رهایی بخشی که رهبری درست به موقع و سربزنگاه از آن رونمایی کرد حماس با دقت تمام آنرا در خلال جنگ چونان سنگی بر شیشه عمر رژیم قرار داده بود که یا پذیرش کامل و یا ادامه مبارزه و نهایتا تجهیز کرانه!!.

مبارزه فلسطین ادامه دارد و با بازگشایی غزه بعد از سالها و قطعا دست یابی به آبهای آزاد و مدل شدن این سرزمین کوچک برای هم کیشان کرانه باختری خود, غزه دیگری در حال تولد است تولدی که صدای پای آمدنش اسرائیل را هراسان کرده و میداند مسلح شدن کرانه باختری و از طرفی رشد دگرباره غزه و قدرت تمام عیار حزب الله و خط تازه جان گرفته مقاومت در سوریه چه حلقه محاصره ای را برای تنفس گاه او ایجاد کرده.

و کیست که از سران اسرائیل نداند نفر اصلی پشت پرده این محاصره مرگ آور یک روحانی مبارز کاربلد در هزاران کیلومتر آن طرف تر است. رهبری که موشک های درجه دهم حاج حسن تهرانی مقدمش گنبد آهنین را مسخره و فرماندهان نه شیعه که اهل تسنن سپاهش در گوشه گوشه غزه، گوش به فرمان اویند و به او تبریک برد میگویند و از او برای آینده نقشه راه میخواهند. آری زمانی که سالهای سال قبل رایس بزک کرده پز زایش خاورمیانه ای نوین میداد رهبر فرزانه امت اسلام قواعد یک مبارزه طولانی را ترسیم کرده و میدانست از دل هزاران طوفان باید کی و چطور علم پیروزی آزادی قدس را به اهتزاز آورد. آن روز نزدیک است ان شاء الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 18:44  توسط مصطفی قاسمی  | 

به شخصه در حکایت عجیب برخی (ونه همه) از این مادرهای تهرانی مانده ام که چرا سگ 15کیلویی را بغل میکنند ولی بچه 4کیلویی رو تو کالسکه میذارن؟!!

..............................

لطف فرموده اند و در روستاهای محروم کردستان اینترنت پرسرعت برده اند!! بنده رفته ام و این روستاها رو دیده ام و میشود حدس زد با حضور گروههای ضد انقلاب و ... در جایی که حتی تلویزیون ایران هم آنتن نمیده اینترنت پرسرعت یعنی چی!!

.............................

قبولی دوستان عزیز رو در ورودی ارشد تبریک میگم

.........................

قبلا مطلبی با عنوان مستطیل سبز برای ما دایره هست نوشتم در مورد قرارداد کی روش. اینم سندش:!

رقم قرارداد كارلوس كي‌روش و دستيارانش با فدراسيون فوتبال نزديك به 2.5 ميليون دلار در سال خواهد بود/ در صورتي‌كه تيم‌ملي فوتبال ايران به جام‌جهاني صعود كند، 10درصد از پاداش صعود به كارلوس كي‌روش خواهد رسيد (نزديك به چهار ميليارد تومان با پاداش بردها و صعود)/ پاداش هر برد در هر بازي (اعم از رسمي و تداركاتي)، دو برابر باريكنان است/ كليه سفرهاي كارلوس كي‌روش و خانواده‌يي با بيزنس‌كلاس خواهد بود/ كي‌روش هر سال مي‌تواند 6 هفته مرخصي داشته باشد/ تمام خدمات بيمه‌اي اين قرارداد با فدراسيون فوتبال ايران است/ خانه در بهترين نقطه تهران بايد باشد/ سرمربي تيم ملي موظف است تنها از اسپانسرهايي استفاده كند كه فدراسيون با آنها قرارداد دارد/ ماشين به نظر كارلوس كي‌روش براي رفت‌و آمد انتخاب خواهد شد/ غذاي روزانه كارلوس كي‌روش از بهترين رستوران بايد باشد/ در صورت فسخ قرارداد توسط فدراسيون، پول يك‌سال از قرارداد بايد به حساب كارلوس كي‌روش واريز شود/ دستياران ايراني كارلوس كي‌روش با پيشنهاد فدراسيون و تاييد سرمربي تيم‌ملي انتخاب شود/ موضوع ماليات قرارداد كارلوس كي‌روش در قرارداد مشخص نيست!/ موضوع انتخاب هتل بازيكنان تيم‌ملي فوتبال ايران در اين قرارداد مشخص نيست/ موضوع قرارداد انتخاب كمپ‌هاي تمريني در اين قرارداد مشخص نيست/ قرارداد بازي‌هاي تداركاتي در اين قرارداد مشخص نيست /جمع قرارداد سرمربي تيم‌ملي فوتبال ايران با توجه به كليه بندها، پاداش‌ها و موارد مختلف بين 45 تا 50 ميليارد تومان خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 11:31  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقديم به آيات حق خوشوقت و آقامجتبي صلوات

1)معمولا مصاحبه ها و اخبار روز رو مثل خيلي از مردم بصورت پيامكي دريافت ميكنم لذا اغلب اونها رو با كمي تامل در صحت، رد و يا قبول ميكنم. سخنان رياست محترم جمهور كه در آن از الفاظي مانند بز و جهنم و ... ذكر شده بود را نيز پيامكي اول بار ديدم و با خود گفتم بنظرم اشتباهي شده و رئيس جمهور اين ادبيات زشت را بكار نخواهد برد. تا اينكه شب هنگام از رسانه ملي عين جملات را شنيدم و عرقي بر گوشه صورتمان نشست كه بازخورد داخلي و خارجي اين ادبيات چيست؟

2)در انديشه بين الطلوعين ديروز خود غوطه ور بودم و مقاله اي طنز گونه را با تيتر اندر فوايد بز بودن در ذهنم پخت و پز كردم ولي بعد، تاملي كردم كه شايد به اندازه يه سرسوزن اين طنز حقير سبب ريزش بدنه مردمي آقاي رئيس جمهور شود و بعد اين نتيجه به نفع نظام ندانستم و از خير نوشتن گذشتم.

3)اين همه اما باعث نشد كه سوال اساسي مشغول شده افكارم را از ياد ببرم : براستي چرا آقاي رئيس جمهور اينقدر عصبانيست؟ ايشان بارها در صحبت خود از همراهي توده هاي مردمي با دولت، از شكستن نظام ظالمانه تحريم، از اثبات حق غني سازي، از عزت ملي روز افزون در سطح خارجي، از كاهش تورم 45درصد به 15درصد، از مهار بيكاري، از هنر مديريت كشور با خزانه خالي، از بازگشت سرمايه و سرمايه گذار، از نشاط فرهنگي و شور اجتماعي، از تحرك و اميد جوانان، از رونق كشاورزي، و... سخن گفته است و اين همه را دست آورد يكساله دولت خود ميداند. موفقيت هركدام از اين موارد براي يك دولت نه در يكسال كه حتي در چهارسال كارنامه درخشانيست. پس چرا رئيس جمهور با اين همه دست آورد درخشان اعتراف شده باز عصبانيست؟

4)در تاريخ انقلاب هيچ گاه اتفاقي كه براي دولت يازدهم افتاد نيفتاده. تمام وزراي دولت قبل يك به يك به رئيس جمهور بعدي گزارش كار دادند، تمام كانديداها بي هيچ اعتراضي به نتيجه لب مرزي انتخابات به منخب پيروز تبريك گفته و اظهار همكاري كردند. در سالروز انتخابات همه بازنده ها باز به ديدار برنده رفتند و براي چندين بار اعلام همكاري كردند و حتي با كمي اغماض هيچ كانديداي شكست خورده انتخابات قبل هنوز رسما زبان به نقد دولت باز نكرده اند.

5)در صحنه رسانه نيز روزانه 32روزنامه با تيراژ خوب در حمايت دولت با صدها صفحه محتوا و مقاله خبر حمايتي توليد ميشود. اين 32روزنامه بغير از صدها سايت و خبرگزاري و چندين و چند ماهنامه و هفته نامه ميباشد. اينكه پول تمام اين لشگر رسانه اي از كجا ميآيد موضوع اين مقال نيست بلكه همه طرفدار دولتند. اينرا اضافه كنيد به استفاده بيش از 4هزار دقيقه اي دولتمردان از آنتن ملي آنهم بصورت يكطرفه كامل. تا جايي هنوز منتقدان ژنو يك دقيقه هم اجازه حضور در رسانه را نيافتند! تريبون نماز جمعه و سخنران پيش از خطبه آن نيز وضعيتي تقريبا مشابه دارد.

6)نتيجه 3گزاره بالا اين است: نخبگان نظام از رهبري گرفته تا رئيس مجمع تشخيص، تا رئيس مجلس شوراي اسلامي، وزراي دولت قبل تا رقباي خرداد92 همه حامي دولتند. حداقل دولتمردان دودولت كارگزاران و دودولت اصلاحات كه خود شامل دهها و صدها چهره اقتصادي و سياسي هستند پشتوانه فكري آقاي روحاني اند. به اعتقاد خودشان دولت، دولت ژنرالهاست، دهها و صدها ابزار رسانه اي دولت دارد كه فقط حمايت ميكنند و به اذعان خود دولت دهها موفقيت ملي و جهاني نصيب كابينه يازدهم شده. اين اضلاع مهم، براستي چه جاي عصبانيت ميگذارد؟

7)دولت را بايد درك كرد، اداره كشوري پهناور با دشمن داخلي و خارجي و آرمانهاي بلند نه سخت كه جانكاه هست. يك چهارم عمر دولت به همين سرعت گذشت و فضاي همدلي شكل گرفته براي زدودن خاطره تلخ دوسال پاياني مديريت غيرقابل دفاع دولت دهم بي نظير بوده و هست. اين سرمايه چرا تبديل به ادبياتي شده كه حتي سينه چاكان دولت را نيز عصباني كرده؟

از شما ميپرسم چرا دولت عصبانيست؟

اين عصبانيت اختياريست؟با مشورت ديگران بوده و يا كسي او را عصباني كرده؟

عصبانيتي كه بخش كوچك آن در ميان بهت صدها رسانه داخلي و خارجي علني ميشود در جلسات پنهاني چگونه است؟

برخورد با رفتارهايي از اين دست دولت چگونه خواهد بود؟

.........................................................

ماه رمضان وقتي آن حديث حضرت علي (ع) را در جمع هيات دولت خواندند و توصيه اخلاقي داشتند با خود فكر ميكردم شان نزول اين حدين آنهم براي كابينه چيست؟حالا كمي برايم روشن تر شده است.

ريگ هشتم:
رهبر انقلاب اسلامی در بخش اول سخنان خود، با استناد به بخش‌هایی از فرمان حکومتی حضرت امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام به مالک اشتر، توصیه‌هایی کلی در خصوص مراقبت از بیت‌المال و حساس بودن نسبت به چگونگی استفاده از آن، و نیز پرهیز از «اقدام شتاب‌زده در هنگام عصبانیت، تندی اخلاق، تیزی زبان و نخوت و غرور»، بیان کردند و افزودند: حضرت علی‌علیه‌السلام تنها راه رهایی از این صفات و رفتارهای ناپسند را، مالک شدن انسان بر نفس خود از طریق ارتباط قلبی و معنوی و عملی با خداوند متعال می‌دانند.

(متن اصلي اين ديدار منتشر نشد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 9:24  توسط مصطفی قاسمی  | 

 تقديم به آيات حق خوشوقت و آقا تهراني صلوات

خانم دكتر تاييد ميكند كه تا چند ماهي ديگر طفلي قدم به اين سياره رنج خواهد گذاشت و اين تك جمله شعفي ميشود شور انگيز در دل والدين و اطرافيان. مادر تحت مراقبتهاي درماني پزشكي. از عدم كار يدي! تا معاينات ماهانه در دستور كار قرار ميگيرد. جنين وارد 6ماهگي كه ميشود، سيسموني اصل برند آن ور آبي از نوع فرهنگ و اقلامش شروع به تهيه شدن ميشود، بهيچ عنوان زايمان نبايد طبيعي باشد و نوبت سزاريان در حتما بيمارستان خصوصي زير نظر فلان پزشك حاذق سرانجام اين تحفه و دردانه خلقت بدنيا ميآيد!

مراقبت هفتگي و شيرخشك فلان مارك در دستور كار قرار و مادر كه اعتقادي به 2سال شير مادر نداره كم كم با انواع مشروبات نوزاد را بزرگ ميكند آنهم در نرم و گرم ترين اطاق نوزاد ممكن.

7سال اول تربيتش با حاكميت تمام عيارش ميگذرد، روزها را در مهد كودك طي ميكند و شب ها ساعت زندگي با حرف او تنظيم ميشود. والدين نه حال و نه اعتقادي براي اصلاح خلاهاي رفتاريش دارند و حالا جنين سالاري تبديل شده به مدير 7ساله خانه!

گاه مدرسه شروع ميشود، سرويس آماده، مدرسه حتما غيرانتفاعي، وسايل كمك آموزشي در حد نابغه نجوم. و اين طي ميشود براه كلاس هاي خصوصي در سالهاي بعدش.

تابستان اين پرقو بزرگ شده نيز ميگذرد به كلاس فوتبال و آموزش ژيمناستيك! و والديني كه صبح تا صبح او را با سلام و صلوات ببرند و بيارن و بعضي كه ديدم حتما كنار زمين بايد زير توپ زدن اين فرزند را مشاهده كنند و حظ ببرند!

هرگوشي و رايانه همراه و اطاق شخصي و نوع سفري كه بخواهد و چه و چه در سالهاي بعدي زندگي برايش بايد فراهم شود، كلاس هاي كنكور از اول دبيرستان شروع ميشود و دهها كتاب تست و معلم خصوصي و داشتن وقت حتما مهندسي شده! كه بله جناب ميخوان بلكه غرشي در عرشي حاصل گردد و دانشجو شوند!

و در تمام طول اين طي طريق نوزادي تا شروع به جواني او بهترين خاطره اش فوت كردن شمع هاي تولدش بوده و كلاه تولدت مبارك كه والدين مقهور شده اش بر سرش گذاشته اند.

او اينك قدم در اجتماع ميگذارد مادر با چشماني نگران پشت درب سالن كنكورش نشسته تا امتحانش خوب شود و حالا بعد طي همه اين فرآيندها دانشجو شده و پا از پيله 18ساله بيرون گذاشته!.

سوغاتي سالهاي قبلش نه اجتماعي شدن كه شعرهاي خانم مهد كودكش بوده و بار و بنه تجربه زندگي قبل دانشجوئيش نه رسش فكري كه ياد گرفتن استوپ سينه يك توپ فوتبال بوده و مادر هر روز صبح روي اوپن آشپزخانه برايش يك ليوان آب سيب آماده كرده!

4سال دانشجوئيش با بحران هويت من كيستم و بقيه كيستند ميگذرد، اشك ها ي مادر نميگذارد سربازي برود و او با تنفس مصنوعي پول پدر و آي سي يو اختياري مادر ارشد ميگيرد و سرانجام قرار است برود سرتاهل!

يا خودش در سالهاي قبل عاشق پيشه شده و يا والدين بلحاظ افسار هزينه 3دهه اي كه برايش كرده اند حق انتخاب دارند و اين چنين ميشود كه ميرود سرخونه زندگيش زير يك سقف ديگر. سقفي كه با پول پدر شكل گرفته، با اصرار مادر زيباي ظاهري يافته و قرار است دست و پا شكسته با عنايت آنها نيز ادامه يابد.

او وارد چهارمين دهه زندگي خود شده و هنوز در گلخانه زمان جنيني اش سير ميكند و ميخواهد در اين گلخانه فرزند آوري كند و او را تربيت!خود نه حرفه اي بلد است و نه در بحراني قرار گرفته چه مالي و چه درسي و چه... . ............................................

نميدانم چه شد اين متن را نوشتم، شايد خرده بگيريد كه زياده روي كرده ام شايد متحجر خطابم كنيد و شايد بگوئيد مگر چند درصد جامعه اين چنين اند و لي حقير وقتي در پياده روي رد ميشوم كه مدرسه دارد، وقتي در پارك مردم را ميبينم، وقتي داستان تربيت فرزند اقوام و دوستان را ميشنوم، وقتي به برخي دانشجويان پفكي بزرگ شده اين روزها نگاه ميكنم، وقتي تسليم مطلق والدين در برابر خواست فرزندان را ميبينم و خيلي موارد ديگر از اين دست، نگران ميشوم كه آيا ما جنيني و يا طفلي و يا نوجواني و يا زندگي دانشجويي و يا تاهلي در حد مديريت آينده انقلاب داريم؟! بله تربيت بايد فرزند زمان خود بودن باشد ولي... .

نميدانم شايد زندگي كشاورزي و سالها چوپاني و بعدها بنايي و همه عمر افتخار به اينها هويتي بهم داده كه غير آنرا قبول ندارم ولي به جد سوال برايم پيش آمده كه سبك زندگي تربيتي بچه رعيتي چه ايرادي دارد كه نابودش كرده ايم؟ سبكي كه جوهره اش دوري از رفاه طلبي و عادي شدن كشدن تحمل سختي بود. نهادينه شدن تلاش بود و خم به ابرو نياوردن در كمبود امكانات.

ريگ اول: حادثه تلخ سقوط هواپيماي بس رو تسليت ميگم

ريگ دوم: غزه در يكماه 2هزار شهيد و 4هزار تولد

ريگ هشتم :در راههاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد؛ زانو و پاها اصلاً خسته نشده؛ اما آدم از حركت، خسته‌ى روحى مى‌شود. اين خستگى روحى، انسان را از رسيدن به اهداف باز مى‌دارد. براى اين‌كه اين خستگى روحى پيش نيايد - كه از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بيشتر است - استمداد از پروردگار، توكل به خدا و اميدوارى به كمك الهى لازم است؛ اين را از دست ندهيد و اين را داشته باشيد. من و شما پيش خداى متعال عزيزتر نيستيم از كسانى كه قبل از ما بودند و از كسانى كه بعد از ما خواهند آمد؛ مگر اين‌كه عملمان خوب باشد و تقوايمان بيشتر از آنها باشد؛ اين را توجه داشته باشيد..... امام امت17/7/1384

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 9:51  توسط مصطفی قاسمی  | 

مطالب قدیمی‌تر