تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقا تهرانی و سلامتی علامه مصباح صلوات

به فضل الهی مقاومت ملتی الگو و نستوه با خون که نه با مذاکره به ثمر نشست و برگی از تاریخ آزادگی را به نظاره گذاشت برگی که فراز و فرودهای آن جای صحبت بسیار و در خور تامل دارد

اما یکی از جدی ترین مباحثی که میبایست در جریان این جنگ 50 روزه مورد توجه قرار گیرد تاکید رهبری فرزانه در بحبوحه جنگ جهت تجهیز کرانه باختری بود یعنی درست در روزهایی که موشک باران شهرهای حیفا و تلاویو در جریان و از سویی خیلیها چشم امید به سرکوب تمام عیار غزه داشتند برگ برنده در سبد انقلاب رو شد و آن مسلح شدن کرانه باختری و کشاندن جنگ به آن سوی مرزهای غزه بود.

 کرانه باختری در همسایگی خود انجام انتقال سلاح را راحت تر دارد و بر عکس غزه که فقط از راه تونلهای زیرزمینی طولانی میتوان دسترسی پیدا کرد مرزهای دردسترس بیشتری داشته و بالتبع ظرفیتی برجسته.

 ظرفیتی که تنها با یک جمله رهبری نگاهها بدان معطوف و راز از نقشه ای مهلک برای رژیم صهیونیستی برداشت از اینرو جنگ غزه را حتما باید به دو دوره قبل اعلام مسلح شدن کرانه باختری و بعد آن تقسیم کرد دوره ای که بخوبی و پس از آن سردار سلیمانی با اعلام جهنم کردن آسمان و زمین برای اسرائیل پرده عملیاتی راهبردی آنرا رونمایی کرد.

این مهم درست مصادف شد با تشدید این سوال که چرا مثلا آرژانتین و ونزوئلا راهپیمایی ضداسرائیلی دارند ولی هم خونان فلسطین در کرانه باختری چنین خیزش مردمی ندارند؟

ضلع سوم ماجرا تمنا و تقلای زاید الوصف رسانه های غربی برای مسکوت گذاشتن و فراموشی یادها از ایده تجهیز کرانه باختری بود. تلاشی که تماما مصروف به این شد به هیچ عنوان حرفی از این نظریه کاربردی به میان آید

درمیان کارزار اما داستان چیز دیگری رقم خورد. اشتباه عملیاتی رژیم صهیونیستی در کشتن یک فلسطینی کرانه آنهم بعد از فرمان رهبری برای تجهیز غزه, آتشی بود بر این خرمن گرد آمده و از فردای آنروز مردم کرانه ماکت موشک بدوش مطالبه تجهیز سریعتر کرانه را از سران سازشکار خود خواستار شدند.

نکته آخر آنکه تقریبا تا قبل از دستور رهبری برای تجهیز کرانه خبری از آتش بس و پایان جنگ و درخواست مذاکره توسط اسرائیل نبود و گدایی این کار بعد از این فرمان اتفاق افتاد....

 برگ برنده و رهایی بخشی که رهبری درست به موقع و سربزنگاه از آن رونمایی کرد حماس با دقت تمام آنرا در خلال جنگ چونان سنگی بر شیشه عمر رژیم قرار داده بود که یا پذیرش کامل و یا ادامه مبارزه و نهایتا تجهیز کرانه!!.

مبارزه فلسطین ادامه دارد و با بازگشایی غزه بعد از سالها و قطعا دست یابی به آبهای آزاد و مدل شدن این سرزمین کوچک برای هم کیشان کرانه باختری خود, غزه دیگری در حال تولد است تولدی که صدای پای آمدنش اسرائیل را هراسان کرده و میداند مسلح شدن کرانه باختری و از طرفی رشد دگرباره غزه و قدرت تمام عیار حزب الله و خط تازه جان گرفته مقاومت در سوریه چه حلقه محاصره ای را برای تنفس گاه او ایجاد کرده.

و کیست که از سران اسرائیل نداند نفر اصلی پشت پرده این محاصره مرگ آور یک روحانی مبارز کاربلد در هزاران کیلومتر آن طرف تر است. رهبری که موشک های درجه دهم حاج حسن تهرانی مقدمش گنبد آهنین را مسخره و فرماندهان نه شیعه که اهل تسنن سپاهش در گوشه گوشه غزه، گوش به فرمان اویند و به او تبریک برد میگویند و از او برای آینده نقشه راه میخواهند. آری زمانی که سالهای سال قبل رایس بزک کرده پز زایش خاورمیانه ای نوین میداد رهبر فرزانه امت اسلام قواعد یک مبارزه طولانی را ترسیم کرده و میدانست از دل هزاران طوفان باید کی و چطور علم پیروزی آزادی قدس را به اهتزاز آورد. آن روز نزدیک است ان شاء الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 18:44  توسط مصطفی قاسمی  | 

به شخصه در حکایت عجیب برخی (ونه همه) از این مادرهای تهرانی مانده ام که چرا سگ 15کیلویی را بغل میکنند ولی بچه 4کیلویی رو تو کالسکه میذارن؟!!

..............................

لطف فرموده اند و در روستاهای محروم کردستان اینترنت پرسرعت برده اند!! بنده رفته ام و این روستاها رو دیده ام و میشود حدس زد با حضور گروههای ضد انقلاب و ... در جایی که حتی تلویزیون ایران هم آنتن نمیده اینترنت پرسرعت یعنی چی!!

.............................

قبولی دوستان عزیز رو در ورودی ارشد تبریک میگم

.........................

قبلا مطلبی با عنوان مستطیل سبز برای ما دایره هست نوشتم در مورد قرارداد کی روش. اینم سندش:!

رقم قرارداد كارلوس كي‌روش و دستيارانش با فدراسيون فوتبال نزديك به 2.5 ميليون دلار در سال خواهد بود/ در صورتي‌كه تيم‌ملي فوتبال ايران به جام‌جهاني صعود كند، 10درصد از پاداش صعود به كارلوس كي‌روش خواهد رسيد (نزديك به چهار ميليارد تومان با پاداش بردها و صعود)/ پاداش هر برد در هر بازي (اعم از رسمي و تداركاتي)، دو برابر باريكنان است/ كليه سفرهاي كارلوس كي‌روش و خانواده‌يي با بيزنس‌كلاس خواهد بود/ كي‌روش هر سال مي‌تواند 6 هفته مرخصي داشته باشد/ تمام خدمات بيمه‌اي اين قرارداد با فدراسيون فوتبال ايران است/ خانه در بهترين نقطه تهران بايد باشد/ سرمربي تيم ملي موظف است تنها از اسپانسرهايي استفاده كند كه فدراسيون با آنها قرارداد دارد/ ماشين به نظر كارلوس كي‌روش براي رفت‌و آمد انتخاب خواهد شد/ غذاي روزانه كارلوس كي‌روش از بهترين رستوران بايد باشد/ در صورت فسخ قرارداد توسط فدراسيون، پول يك‌سال از قرارداد بايد به حساب كارلوس كي‌روش واريز شود/ دستياران ايراني كارلوس كي‌روش با پيشنهاد فدراسيون و تاييد سرمربي تيم‌ملي انتخاب شود/ موضوع ماليات قرارداد كارلوس كي‌روش در قرارداد مشخص نيست!/ موضوع انتخاب هتل بازيكنان تيم‌ملي فوتبال ايران در اين قرارداد مشخص نيست/ موضوع قرارداد انتخاب كمپ‌هاي تمريني در اين قرارداد مشخص نيست/ قرارداد بازي‌هاي تداركاتي در اين قرارداد مشخص نيست /جمع قرارداد سرمربي تيم‌ملي فوتبال ايران با توجه به كليه بندها، پاداش‌ها و موارد مختلف بين 45 تا 50 ميليارد تومان خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 11:31  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقديم به آيات حق خوشوقت و آقا مجتبي و سلامتي علامه مصباح صلوات

بنظرم خرداد73بود و حقير دانش آموز پنجم ابتدايي، با رفقاي آنروز در سرمستي كودكانه مشغول خوردن توت آنهم در منتهي اليه شاخه هاي سربه فلك كشيده بوديم شاخه هاي كه اينك به يمن خشكسالي اثري از آنها نيست. بناگاه دوستي گفت پنهان بشيد ماشين معلممون!. و همگان از ترس معلم پنجم ابتدايي و تنبيه نخواندن امتحانات نهايي غول صفت، برشاخسار از ترس به خود ميلرزيدند كه بدبخت شديم. اتفاقا معلم مارا نديد و بسلامت به خوردن ادامه داديم. از درخت كه پايين آمديم با خود گفتم بهترين شغل عالم معلميست آنهم مقطع پنجم ابتدايي. اثر عميقي كه معلم آن سال بر افكارم گذاشت هنوز به خوبي با خود دارم و اين اثرچون او شدني نيز در حدود20سال قبل بدل شده است به رويايي دست نيافتني.

اين گذشت و روزگار گذشت و ما شديم كارمند. محيطي كه هيچ گاه طبع سركشم را رام نكرد و چونان ماهي از آب افتاده بيرون تمناي مدرسه و معلمي را ميكرده و ميكند. 39ماه در ساختمان ميدان فاطمي بودم تجربه اي خوب با يافتن دوستاني خوبتر كه داشتن شان غنيمتي است و حالا رحل هجرت هرچند موقت بردوش از آنجا ميروم.

انصافا دولت جديد هرچند با سليقه حقير و رايم فاصله داشت و رفتنم ربطي به اين قضيه ندارد و اتفاقا هيچ گاه به مقالات تند ما در نقد دولت يازدهم كسي گير نداد! كه البته دولت قبل نيز چنان بود.

و اما آشنا شدن در اين ساختمان با آقاي نوري كه خود حديثي ديگر ميطلبد.

ناجور ملتمس دعاي دوستانم هجرت ها هميشه رنج آورند و از پس صبوري بر اين رنج ، در پاداشش هجرتي ديگر ميآيد تا نهايتا در شمع خود بسوزاندت و اين سوختن را آرزوست.

اميدوارم خداوند به حق زهراي مرضيه كم كاريهايي كه در اين ساختمان داشتم را مورد عفو قرار دهد.

برسان هجران اين لب تفديده را به زانوي او

.. ..........................

اللهم احفظ قائدنا الخامنه اي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 8:31  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقديم به آيات حق خوشوقت و آقامجتبي صلوات

1)معمولا مصاحبه ها و اخبار روز رو مثل خيلي از مردم بصورت پيامكي دريافت ميكنم لذا اغلب اونها رو با كمي تامل در صحت، رد و يا قبول ميكنم. سخنان رياست محترم جمهور كه در آن از الفاظي مانند بز و جهنم و ... ذكر شده بود را نيز پيامكي اول بار ديدم و با خود گفتم بنظرم اشتباهي شده و رئيس جمهور اين ادبيات زشت را بكار نخواهد برد. تا اينكه شب هنگام از رسانه ملي عين جملات را شنيدم و عرقي بر گوشه صورتمان نشست كه بازخورد داخلي و خارجي اين ادبيات چيست؟

2)در انديشه بين الطلوعين ديروز خود غوطه ور بودم و مقاله اي طنز گونه را با تيتر اندر فوايد بز بودن در ذهنم پخت و پز كردم ولي بعد، تاملي كردم كه شايد به اندازه يه سرسوزن اين طنز حقير سبب ريزش بدنه مردمي آقاي رئيس جمهور شود و بعد اين نتيجه به نفع نظام ندانستم و از خير نوشتن گذشتم.

3)اين همه اما باعث نشد كه سوال اساسي مشغول شده افكارم را از ياد ببرم : براستي چرا آقاي رئيس جمهور اينقدر عصبانيست؟ ايشان بارها در صحبت خود از همراهي توده هاي مردمي با دولت، از شكستن نظام ظالمانه تحريم، از اثبات حق غني سازي، از عزت ملي روز افزون در سطح خارجي، از كاهش تورم 45درصد به 15درصد، از مهار بيكاري، از هنر مديريت كشور با خزانه خالي، از بازگشت سرمايه و سرمايه گذار، از نشاط فرهنگي و شور اجتماعي، از تحرك و اميد جوانان، از رونق كشاورزي، و... سخن گفته است و اين همه را دست آورد يكساله دولت خود ميداند. موفقيت هركدام از اين موارد براي يك دولت نه در يكسال كه حتي در چهارسال كارنامه درخشانيست. پس چرا رئيس جمهور با اين همه دست آورد درخشان اعتراف شده باز عصبانيست؟

4)در تاريخ انقلاب هيچ گاه اتفاقي كه براي دولت يازدهم افتاد نيفتاده. تمام وزراي دولت قبل يك به يك به رئيس جمهور بعدي گزارش كار دادند، تمام كانديداها بي هيچ اعتراضي به نتيجه لب مرزي انتخابات به منخب پيروز تبريك گفته و اظهار همكاري كردند. در سالروز انتخابات همه بازنده ها باز به ديدار برنده رفتند و براي چندين بار اعلام همكاري كردند و حتي با كمي اغماض هيچ كانديداي شكست خورده انتخابات قبل هنوز رسما زبان به نقد دولت باز نكرده اند.

5)در صحنه رسانه نيز روزانه 32روزنامه با تيراژ خوب در حمايت دولت با صدها صفحه محتوا و مقاله خبر حمايتي توليد ميشود. اين 32روزنامه بغير از صدها سايت و خبرگزاري و چندين و چند ماهنامه و هفته نامه ميباشد. اينكه پول تمام اين لشگر رسانه اي از كجا ميآيد موضوع اين مقال نيست بلكه همه طرفدار دولتند. اينرا اضافه كنيد به استفاده بيش از 4هزار دقيقه اي دولتمردان از آنتن ملي آنهم بصورت يكطرفه كامل. تا جايي هنوز منتقدان ژنو يك دقيقه هم اجازه حضور در رسانه را نيافتند! تريبون نماز جمعه و سخنران پيش از خطبه آن نيز وضعيتي تقريبا مشابه دارد.

6)نتيجه 3گزاره بالا اين است: نخبگان نظام از رهبري گرفته تا رئيس مجمع تشخيص، تا رئيس مجلس شوراي اسلامي، وزراي دولت قبل تا رقباي خرداد92 همه حامي دولتند. حداقل دولتمردان دودولت كارگزاران و دودولت اصلاحات كه خود شامل دهها و صدها چهره اقتصادي و سياسي هستند پشتوانه فكري آقاي روحاني اند. به اعتقاد خودشان دولت، دولت ژنرالهاست، دهها و صدها ابزار رسانه اي دولت دارد كه فقط حمايت ميكنند و به اذعان خود دولت دهها موفقيت ملي و جهاني نصيب كابينه يازدهم شده. اين اضلاع مهم، براستي چه جاي عصبانيت ميگذارد؟

7)دولت را بايد درك كرد، اداره كشوري پهناور با دشمن داخلي و خارجي و آرمانهاي بلند نه سخت كه جانكاه هست. يك چهارم عمر دولت به همين سرعت گذشت و فضاي همدلي شكل گرفته براي زدودن خاطره تلخ دوسال پاياني مديريت غيرقابل دفاع دولت دهم بي نظير بوده و هست. اين سرمايه چرا تبديل به ادبياتي شده كه حتي سينه چاكان دولت را نيز عصباني كرده؟

از شما ميپرسم چرا دولت عصبانيست؟

اين عصبانيت اختياريست؟با مشورت ديگران بوده و يا كسي او را عصباني كرده؟

عصبانيتي كه بخش كوچك آن در ميان بهت صدها رسانه داخلي و خارجي علني ميشود در جلسات پنهاني چگونه است؟

برخورد با رفتارهايي از اين دست دولت چگونه خواهد بود؟

.........................................................

ماه رمضان وقتي آن حديث حضرت علي (ع) را در جمع هيات دولت خواندند و توصيه اخلاقي داشتند با خود فكر ميكردم شان نزول اين حدين آنهم براي كابينه چيست؟حالا كمي برايم روشن تر شده است.

ريگ هشتم:
رهبر انقلاب اسلامی در بخش اول سخنان خود، با استناد به بخش‌هایی از فرمان حکومتی حضرت امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام به مالک اشتر، توصیه‌هایی کلی در خصوص مراقبت از بیت‌المال و حساس بودن نسبت به چگونگی استفاده از آن، و نیز پرهیز از «اقدام شتاب‌زده در هنگام عصبانیت، تندی اخلاق، تیزی زبان و نخوت و غرور»، بیان کردند و افزودند: حضرت علی‌علیه‌السلام تنها راه رهایی از این صفات و رفتارهای ناپسند را، مالک شدن انسان بر نفس خود از طریق ارتباط قلبی و معنوی و عملی با خداوند متعال می‌دانند.

(متن اصلي اين ديدار منتشر نشد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 9:24  توسط مصطفی قاسمی  | 

 تقديم به آيات حق خوشوقت و آقا تهراني صلوات

خانم دكتر تاييد ميكند كه تا چند ماهي ديگر طفلي قدم به اين سياره رنج خواهد گذاشت و اين تك جمله شعفي ميشود شور انگيز در دل والدين و اطرافيان. مادر تحت مراقبتهاي درماني پزشكي. از عدم كار يدي! تا معاينات ماهانه در دستور كار قرار ميگيرد. جنين وارد 6ماهگي كه ميشود، سيسموني اصل برند آن ور آبي از نوع فرهنگ و اقلامش شروع به تهيه شدن ميشود، بهيچ عنوان زايمان نبايد طبيعي باشد و نوبت سزاريان در حتما بيمارستان خصوصي زير نظر فلان پزشك حاذق سرانجام اين تحفه و دردانه خلقت بدنيا ميآيد!

مراقبت هفتگي و شيرخشك فلان مارك در دستور كار قرار و مادر كه اعتقادي به 2سال شير مادر نداره كم كم با انواع مشروبات نوزاد را بزرگ ميكند آنهم در نرم و گرم ترين اطاق نوزاد ممكن.

7سال اول تربيتش با حاكميت تمام عيارش ميگذرد، روزها را در مهد كودك طي ميكند و شب ها ساعت زندگي با حرف او تنظيم ميشود. والدين نه حال و نه اعتقادي براي اصلاح خلاهاي رفتاريش دارند و حالا جنين سالاري تبديل شده به مدير 7ساله خانه!

گاه مدرسه شروع ميشود، سرويس آماده، مدرسه حتما غيرانتفاعي، وسايل كمك آموزشي در حد نابغه نجوم. و اين طي ميشود براه كلاس هاي خصوصي در سالهاي بعدش.

تابستان اين پرقو بزرگ شده نيز ميگذرد به كلاس فوتبال و آموزش ژيمناستيك! و والديني كه صبح تا صبح او را با سلام و صلوات ببرند و بيارن و بعضي كه ديدم حتما كنار زمين بايد زير توپ زدن اين فرزند را مشاهده كنند و حظ ببرند!

هرگوشي و رايانه همراه و اطاق شخصي و نوع سفري كه بخواهد و چه و چه در سالهاي بعدي زندگي برايش بايد فراهم شود، كلاس هاي كنكور از اول دبيرستان شروع ميشود و دهها كتاب تست و معلم خصوصي و داشتن وقت حتما مهندسي شده! كه بله جناب ميخوان بلكه غرشي در عرشي حاصل گردد و دانشجو شوند!

و در تمام طول اين طي طريق نوزادي تا شروع به جواني او بهترين خاطره اش فوت كردن شمع هاي تولدش بوده و كلاه تولدت مبارك كه والدين مقهور شده اش بر سرش گذاشته اند.

او اينك قدم در اجتماع ميگذارد مادر با چشماني نگران پشت درب سالن كنكورش نشسته تا امتحانش خوب شود و حالا بعد طي همه اين فرآيندها دانشجو شده و پا از پيله 18ساله بيرون گذاشته!.

سوغاتي سالهاي قبلش نه اجتماعي شدن كه شعرهاي خانم مهد كودكش بوده و بار و بنه تجربه زندگي قبل دانشجوئيش نه رسش فكري كه ياد گرفتن استوپ سينه يك توپ فوتبال بوده و مادر هر روز صبح روي اوپن آشپزخانه برايش يك ليوان آب سيب آماده كرده!

4سال دانشجوئيش با بحران هويت من كيستم و بقيه كيستند ميگذرد، اشك ها ي مادر نميگذارد سربازي برود و او با تنفس مصنوعي پول پدر و آي سي يو اختياري مادر ارشد ميگيرد و سرانجام قرار است برود سرتاهل!

يا خودش در سالهاي قبل عاشق پيشه شده و يا والدين بلحاظ افسار هزينه 3دهه اي كه برايش كرده اند حق انتخاب دارند و اين چنين ميشود كه ميرود سرخونه زندگيش زير يك سقف ديگر. سقفي كه با پول پدر شكل گرفته، با اصرار مادر زيباي ظاهري يافته و قرار است دست و پا شكسته با عنايت آنها نيز ادامه يابد.

او وارد چهارمين دهه زندگي خود شده و هنوز در گلخانه زمان جنيني اش سير ميكند و ميخواهد در اين گلخانه فرزند آوري كند و او را تربيت!خود نه حرفه اي بلد است و نه در بحراني قرار گرفته چه مالي و چه درسي و چه... . ............................................

نميدانم چه شد اين متن را نوشتم، شايد خرده بگيريد كه زياده روي كرده ام شايد متحجر خطابم كنيد و شايد بگوئيد مگر چند درصد جامعه اين چنين اند و لي حقير وقتي در پياده روي رد ميشوم كه مدرسه دارد، وقتي در پارك مردم را ميبينم، وقتي داستان تربيت فرزند اقوام و دوستان را ميشنوم، وقتي به برخي دانشجويان پفكي بزرگ شده اين روزها نگاه ميكنم، وقتي تسليم مطلق والدين در برابر خواست فرزندان را ميبينم و خيلي موارد ديگر از اين دست، نگران ميشوم كه آيا ما جنيني و يا طفلي و يا نوجواني و يا زندگي دانشجويي و يا تاهلي در حد مديريت آينده انقلاب داريم؟! بله تربيت بايد فرزند زمان خود بودن باشد ولي... .

نميدانم شايد زندگي كشاورزي و سالها چوپاني و بعدها بنايي و همه عمر افتخار به اينها هويتي بهم داده كه غير آنرا قبول ندارم ولي به جد سوال برايم پيش آمده كه سبك زندگي تربيتي بچه رعيتي چه ايرادي دارد كه نابودش كرده ايم؟ سبكي كه جوهره اش دوري از رفاه طلبي و عادي شدن كشدن تحمل سختي بود. نهادينه شدن تلاش بود و خم به ابرو نياوردن در كمبود امكانات.

ريگ اول: حادثه تلخ سقوط هواپيماي بس رو تسليت ميگم

ريگ دوم: غزه در يكماه 2هزار شهيد و 4هزار تولد

ريگ هشتم :در راههاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد؛ زانو و پاها اصلاً خسته نشده؛ اما آدم از حركت، خسته‌ى روحى مى‌شود. اين خستگى روحى، انسان را از رسيدن به اهداف باز مى‌دارد. براى اين‌كه اين خستگى روحى پيش نيايد - كه از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بيشتر است - استمداد از پروردگار، توكل به خدا و اميدوارى به كمك الهى لازم است؛ اين را از دست ندهيد و اين را داشته باشيد. من و شما پيش خداى متعال عزيزتر نيستيم از كسانى كه قبل از ما بودند و از كسانى كه بعد از ما خواهند آمد؛ مگر اين‌كه عملمان خوب باشد و تقوايمان بيشتر از آنها باشد؛ اين را توجه داشته باشيد..... امام امت17/7/1384

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 9:51  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقا تهرانی صلوات

نیمه دوم بازی شروع شده و ما دو هیچ عقبیم. قلبها تو دهان و استرس تپش ها را را برده بالای دویست. جواد خیابانی داره گزارشگری میکنه: حتی اگه میشد یه گل زد تا این مارک بوسنیچ مغرور حداقل گل خورده باز دلمون خنک میشد حتی اگه ببازیم.!

ابراهیم تهامی پا به توپ میشه دفاع استرالیا رو میریزه بهم, میندازه بیرون کریم باقری دراز کش توپ رو میزنه توی دروازه توی دروازه... و خیابانی داد میزنه حتی اگه ببازیم اشکال نداره این گلر مغرور گل خورد

.... ...........................

ريگ هشتم : با آغاز مبارزه‌ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، يقيناً زمزمه‌ها و بتدريج فريادها و نعره‌هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفتها عمدتاً از سوى كسانى خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر ميشوند و طبيعى است بددلانى كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده‌دلانى كه از القائات آنان تاثير پذيرفته‌اند با آنان همصدا شوند. اين مخالفتها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند. به مسئولان خيرخواه در قواى سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است كه اين دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.امام امت 10/2/80

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 7:44  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقدیم به آیات حق خوشوقت و آقا مجتبی

نزدیکیای جام جهانی عزمم براین شد مسحور این جشنواره سرگرم کننده نشوم و با خود گفتم بجای آن به کتاب خوانی روی میآورم! تصمیم خوب و مبارکی که منجر شد حتی بازی ایران و آرژانتین را نیز نبینم! گرچه گاه گداری باز به زمان جاهلیت برمیگشتم

محمدآقای طاهری که رفاقت ما با او همواره برکت بوده و لاغیر, لطف کرد و دوجلد کتاب رسائل بندگی آقا مجتبی رو پست پیشتاز کرد! اینهم از عجایب طاهری ماست که حاضره برای اثبات دوستی خود و اصلاح نفس دون ما اینجوری خودش رو به زحمت بیندازه. دوجلد کتاب آقا مجتبی رو مدتها بود دنبالش بودم و ارسالش از اصفهان غنتیمتی بود گرچه یکی از آن دوکتاب بدستم نیامده دوستی برد و هنوز برنگردانده!

کتاب دیگر آن ایام و در ادامه رمضان, اسرار الصلواه میرزا جواد آقای ملکی تبریزی بود. چقدر دلم میخواست روزی با این کتاب همدم شوم و خدا رو شکر بخشی از آن رو تا حالا خونده و خلاصه برداری کردم. براستی که شیعه چه متون وزینی دارد و ما از آن غافل.

در این اثنا اما مهمترین اتفاق آشنایی با کتاب طرح اندیشه کلی نظام اسلامی در قرآن بود. 30 جلسه سخنرانی رهبری در اوایل دهه 50 شمسی توسط بچه های خوب صهبا کتاب شده و خدا میداند چه لذتی دارد غرق شدن در خط به خط این اعجاز کلام طلبه جوان آن زمان مشهد. کتاب را عمدا خلاصه برداری نکردم تا بدین بهانه باز آنرا بخوانم! کتابی که آنقدر دستم ماند تا امانت دهنده آن از برگشتش پشیمان شد و آنرا قربه الی الله بما هدیه داد! چند وقت پیش توجمعی محدود خدمت یکی از بزرگان بودیم تاکید داشت بچه ها حتما کتاب طرح اندیشه کلی نظام اسلامی در قرآن رو بخونید و تقریبا همه گفتیم خوندیم!!

در روزهای خوب رمضان چند کتاب اهدایی دیگر نیز بدستم رسید. طوفان فتنه و کشتی بصیرت از علامه فرزانه استاد گرانقدر آیت الله مصباح. کتابی که با خواندش انگار از لابلای نفس زدن های تاریخ داری هوای بصیرت استشمام میکنی. از علمدار بصیرت غیر این توقع نبود.

کتاب سودای روی دوست آقا مرتضی تهرانی هم اندکی از خستگی عصرگاهی رمضان ما را نوازش و مرهمی میداد

و اما استغفار و توبه آخرین اثر صهبا که پنج گفتار رهبری بود رو گرفتم و گذاشتم سرفرصتی مناسب!

امروز ولی بعد نماز عید کتابچه قرارگاه فرهنگی رو خوندم و حاشیه نگاری؟! کردم. مطالب ارزنده ای داره بخونیدش بد نیست.

اینها رو گفتم که بگم ما و البته خود حقیر نیاز داریم به شناخت روزافزون کلام رهبری, به تعمیق معارف دینی و عمل به آموخته ها.

..........................................

ریگ اول : رمضانتان مقبول

ریگ دوم: چه شکوهی داشت غوطه ور شدن در اقیانوس نمازگزاران مصلی

ریگ سوم: السلام علی قلب غزه الصبور

ریگ چهارم: جمعه این هفته همراه است با شهادت شیخ فضل الله نوری رحمه الله علیه

ریگ هشتم : توفانی که از ستایش در انسان بوجود میآید کمتر از طوفانی که از خشم بوجود میآید نیست. گاهی از آنهم بیشتر است. کاملا غرق کننده است. امام امت 16/3/64

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 6:29  توسط مصطفی قاسمی  | 

.......................

عكس فوق اردو جهادي سالها قبل تو جنوب كرمانه. نزديكياي روستاي ريگ متين

از اين عكس الان فقط مهدي صدقي بيل بدست رو ميشناسم!

هر وقت دلم ميگيره و يا از فضاي موجود دلزده ميشم ميرم لابلاي صفحات اينترنت عكساي جهادي گروههاي مختلف رو ميبينم!

نميدونم كسي عكس و فيلم از جهادياي سالهاي 85و86و... داره يا نه ولي براستي روزهايي بود و چون رويايي گذشت...

خيلي دوست دارم رفقايي چون حلاجيان تهراني معمتمدي مختاري رضايي  فرقاني صائب شريفي سليماني كياست پارساييان و..... دور هم جمع بشيم. رفقايي هم هستن كه چهرشون تو ذهنمه و نامشون نيست!

..........................

ريگ اول: عمري بود حقير نيز برداشتم از افطاري دم غروب بيداري دانشجويي با رهبري خواهم نوشت

ريگ دوم: چه قدرت نرمي دارد اين انقلاب اسلامي! همان هايي كه 5سال پيش سينه سپر كردن نه غزه نه لبنان حالا سينه ميدرند كه نوكر غزه ايم!

ريگ سوم: واقعا اين روزها و اين شبها براي امري مهم محتاج دعاي دوستانم....

ريگ هشتم:بعضى‌ها روى کلمه‌ى دشمن حسّاسیّت دارند؛ به ما اعتراض میکنند که چرا مدام میگویید دشمن، دشمن؛ درحالى‌که شما قرآن [را] ملاحظه کنید، مى‌بینید اوّل تا آخرِ قرآن چقدر تکرار شده عنوان «شیطان»، عنوان «ابلیس»؛ مکرّر گفته شده، مکرّر تکرار شده. از دشمن که نباید غفلت کرد. دشمن‌دانستنِ دشمن که عیب نیست؛ اینکه ما روى دشمن مدام تکیه میکنیم، معنایش این نیست که از عیوب خودمان و مشکلات درونى خودمان غافلیم؛ نه، اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛(۲) از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است،  تن‌آسایى ما است، عدم تدبیر ما در پیشبرد امورمان [است‌] - اینکه معلوم است - اینها به جاى خود محفوظ؛ امّا غفلت از دشمن بیرونى، خطاى راهبردى عظیمى است که ما را دچار خسارت خواهد کرد. خب، باید دشمن را شناخت، دید - حالا [اینکه] شما میگویید برخوردمان با دشمن این‌جور باشد، آن‌جور نباشد، بحث دیگرى است - دشمنىِ او را باید فهمید، نقشه‌ى او را باید تشخیص داد. یکى از نقشه‌هاى مهمّ دشمن، متوقّف کردن حرکت علمى در کشور است. امام امت 11/4/93

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 10:56  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقديم به آيات حق خوشوقت و آقا تهراني صلوات

نيم نگاهي به اولين ضيافت افطاري بشارت مهر

 گرما راه نفس كشيدنمان را بسته و روزه مجراي نفوذ شيطان اين نفس وجودمان را!، ساعتي ميگذرد كه منتظريم تا تك تك ياران را جمع كرده و راهي ورامين شويم، عقربه هاي ساعت انگار اما سر خوشي با اين چراغ راهنماهاي قرمز شده ترافيك تهران ندارد، زير سايه سار چنارهاي خيابان وليعصر تا طي طريق شهر ري طول ميكشد و القصه ميرسيم به نزديكي بارگاه عبدالعظيم حسني براي رفتن به انعقاد افطاري 150نفره  در آن سوي كيلومترهاي ديده نشدن!

هفته ها قبل در جمعي صميمي براي برنامه امشب اسب اخلاص زين كرده بوديم تا به جلوس اذان مغرب يك اشك چكيده بر گونه يتيم، رطبي بنهيم در ظلمت كده شباهنگام تهيدستي. مانع اول كمبود اعتبارات است و چون هميشه ميخنديم به اين مشكل كوچك!!. رابطين ورامين هماهنگ ميشوند و مواد 22گانه غذايي و غير غذايي ضيافت،  مشخص. و كسي چه ميداند، اگر خدا بخواهد اين 22 ما را ضرب مينمايد در بي انتها لطف خود تا محسنيه شهيد عليخاني ورامين پر شود از عطر افطار لب هاي خندان عيال الله!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 11:6  توسط مصطفی قاسمی  | 

تقديم به آيات حق خوشوقت و آقا تهراني صلوات

سلام آقاي محمد جواد عزيز

برگرد به وطن نگرانت هستيم

دلواپس اين فشردگي جلسات

ناراحت اين تيترهاي روزنامه ها

كه از ركود درآمدن بازار مسكن را به نتيجه حرفهاي تو پيوند ميزنند

برگرد آقاي ديپلمات هنگام رفتن يادمان رفته بود از زير قرآن ردت كنيم بدست حاج بخشي

و نگفتيم به ننه علي كه پشت سرت آب بريزد

در جيب راست كت اتو كشيده همسفرانت قرآن جيبي علم الهدي هست يا نه؟

برگرد رمضان دارد تمام ميشود

ربناي همين گلدسته هاي امامزاده صالح غني شده تر است از هواي وين

نگران قلب ناراحتت هستيم كه نكند تنفسش مختل شود در آب معدني هاي نستله اين مذاكرات

شب احيا ما قرآن به سرميگيريم زير منبر حضرت اشك سيدعلي!

شيعه در عراق فشنگ به سر ميگيرد از دست داعش

زن بي پناه مسلمان افغان بمب به سر ميگيرد از دست توهم تروريسم

ولايت مداران پاراچنار خون به سرميگيرند از دست هواپيماهاي بي سرنشين!

و سوريه اما همچنان غربت به سرميگيرد از دست ارتجاع

كجايي محمد جواد عزيز؟!

آل سعود ميخواهد شيخ نمر اين رهبر آل شيعه عربستان را اعدام كند

و ژنرال السيسي 1000نفر از انقلابيون مصر را براي عيد فطر قرباني دهد

و بوكوحرام نيجريه، مثل بازي آلمان برزيل، به توپ بسته است قطعه قطعه هاي مسلمانان را!

كجايي آقاي ديپلمات؟

نميخواهد متوسليان را آزاد كني يا پي امام موسي صدر باشي

كربلا هم خودش صاحب دارد

حواست ذره اي به غزه باشد نه به 185شهيدش در يك هفته

حواست به طياره كوچك حماس باشد كه گنبد آهنين را مسخره كرده است

برگرد آقاي ديپلمات

اين فيس بوك هاي امام روح الله خفته در وجب به وجب وطن

نه به مثابه لايك هاي آزاديهاي يواشكي بدبخت هاي فضاي مجازي

كه مثل آلاله هاي واقعي رهايي حرف دارند براي گفتن

برگرد و دلگرم مباش به اين جان كري كه با جان خودت كر است اين جنايتكار

از خود نپرسيدي كه جان كري در پس خنده با حامد كرزاي يا اخم جلسه با نوري مالكي يا قهقهه شيخ قطر دنبال چه بود؟

آه آقاي ديپلمات

برگرد و به اين خنده ها و عكس هاي يادگاريت با جان كري خاتمه بده

رمضان ما را بيش از اين تلخ نكن

ما به تو اعتماد داريم به آب ريخته شده پشت سرت

و يا به اسفند دود شده پشت تيم همراهت بي اعتماديم

برگرد آينه قرآني ديگر بگيريم

باور كن ننه علي و حاج بخشي و ابوالفضل سپهر هنوز زنده اند.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 3:30  توسط مصطفی قاسمی  | 

مطالب قدیمی‌تر